بسم الله الرحمن الرحیم
1 شرک ورزی
لَا تَجْعَلْ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ فَتَقْعُدَ مَذْمُومًا مَخْذُولًا (اسراء/22)
ترجمه: هیچ معبودی را همانند خدا قرار مده زیرا باعث می شود زمین گیر، نکوهیده و وامانده بشوی.
"پس معنای آیه چنین مى شود به خداى سبحان شرک مورز، تا کارت را بدینجا نکشاند که زمین گیر شوى و از سیر به درجات قرب بمانى و خود را مذموم کنى و خدا هم که یاورى جز او نیست یاریت نکند". (ترجمه تفسیر المیزان/ ج 13، ص 96)
الف) آثار اخروی شرک:
ب) آثار فردی شرک:
- گمراهی بیحد و حصر: انسان مشرک فرد گمراه است. او خود را گم کرده و به تعبیر قرآن کریم مشرک در دام ضلالت بیحد و حصر گرفتار آمده است. وَ مَنْ یُشْرِکْ بِاللَّهِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلاَلاً بَعِیداً (نساء/116) اگر مشرک به گمراهی خود ادامه دهد تا مرگش فرارسد، خدای سبحان او را نمی آمرزد بر خلاف تبهکار غیرمشرک که گرچه در ضلالت است، ضلال او بعید نیست بلکه قریب به راه، راهنما و توبه و رحمت است.
- نادانی: شرک، جهل و دعوت به شرک دعوت به جهل است. مشرک در جهالت و نادانی آشکار غوطهور است، تنها افراد نادان هستند که خدای عالم و حکیم را رها می کنند و به دنبال خدایی می روند که نه می داند و نه سود و زیانی می رساند. مسیر درست را رها میکنند. قرآن کریم می فرماید: «قُلْ أَ فَغَیْرَ اللَّهِ تَأْمُرُونِّی أَعْبُدُ أَیُّهَا الْجَاهِلُونَ.» (زمر/64) بگو: اى نادانان! آیا مرا وادار مى کنید که جز خدا را بپرستم؟ در این آیه مشرکان جاهل و دعوت به بت پرستی دعوت به جهالت عنوان شده است.
- اعتقاد به چیزهای سست و بی پایه: خداوند اعتقادات مشرکان را سست و بی پایه واساس ارزیابی می کند که با کمترین برهان ها و استدلال ها بنیانشان از هم می پاشد. مثالی که خداوند برای اعتقادات مشرکان استفاده کرده است خانه عنکبوت است. «مَثَلُ الَّذِینَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ أَوْلِیَاءَ کَمَثَلِ الْعَنْکَبُوتِ اتَّخَذَتْ بَیْتاً وَ إِنَّ أَوْهَنَ الْبُیُوتِ لَبَیْتُ الْعَنْکَبُوتِ لَوْ کَانُوا یَعْلَمُونَ.» (عنکبوت/41) ترجمه: اینکه کسانی غیر خداوند را سرپرست خود قرار می دهند مانند عنکبوت است که خانه می سازد و همانا خانه عنکبوت سست ترین خانه است اگر بدانند.
- اضطراب و نگرانی: همانطوری که ایمان توحیدی باعث آرامش است در مقابل شرک و بت پرستی باعث اضطراب و نگرانی است. انسان نمى تواند همه مردم را از خود راضى نگه دارد. چون انسان درمیان تقاضاهاى گوناگون و متعدد که قرار مى گیرد دچار اضطراب و نگرانى مى شود، زیرا رضایت هر فرد و گروهى به قیمت ناراضى شدن شخص و گروه دیگرى تمام مى شود. انسانی که به خدای واحد ایمان دارد تنها در فکر راضى کردن او است، چنین شخصی کارى ندارد که افراد یا گروه ها چه مى خواهند و قهرا از یک آرامش خاصى برخوردار است. خداوند سوال می کند: «أَ أَرْبَابٌ مُتَفَرِّقُونَ خَیْرٌ أَمِ اللَّهُ الْوَاحِدُ الْقَهَّارُ.» (یوسف/39) آیا انسان، چند سرپرست و ارباب داشته باشد بهتر است یا تنها یک خداى قهار؟ وقتی خداوند از انسان سوال می کند و پاسخ نمی دهد یعنی پاسخش بدیهی است و بی شک اگر انسان در فکر راضى کردن یک خدا باشد، آرامش دارد نه زمانی که در فکر راضى کردن چندین نفر آن هم با سلیقه هاى گوناگون است.یا در این آیه می فرماید: «ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً رَجُلاً فِیهِ شُرَکَاءُ مُتَشَاکِسُونَ وَ رَجُلاً سَلَماً لِرَجُلٍ هَلْ یَسْتَوِیَانِ مَثَلاً.» (زمر /29)خداوند مَثَلى زده است: مردى را که مملوک شریکانى است که درباره او پیوسته با هم به مشاجره مشغولند، و مردى که تنها تسلیم یک نفر است؛ آیا این دو یکسانند؟
علامه طباطبایی در شرح این آیه می فرماید: این خدا او را دستور مى دهد کارى را انجام دهد و آن خداى دیگر از آن عملش نهى مى کند، و هر یک از خدایان مى خواهند که مشرک نامبرده بنده خصوصى او باشد. و تنها او را خدمت کند. پس مشرک مردى است که شرکایى متشاکس و همیشه در حال مشاجره دارد و موحد مردى است که تسلیم براى یکى است، و این دو مرد وضعى یکسان ندارند، بی شک وضع آنکه خالص براى یک نفر است بهتر است از وضع آن بیچاره اى که در اختیار چند نفر است. (تفسیرالمیزان، ج 17، ص393)
- سقوط : قرآن در باره مومن می گوید که به یک دستاویز محکم و قابل اعتماد چنگ زده است ولی در مورد مشرک می فرماید: ومَن یُشرِک بِاللّهِ فَکَأنَّما خَرَّ مِنَ السَّماءِ فَتَخطَفُهُ الطَّیرُ أو تَهوی بِهِ الرّیحُ فی مَکان سَحیق.» (حج/31) هر کس به خداوند شرک بورزد مثل این است که از آسمان سقوط کرده و پرنده او را ربوده و یا باد او را به جایی دور افکنده است. یعنی مشرک در دنیا هیچ دستاویز قابل اعتمادی ندارد لذا از قله آرامش و قرب تمام زیبایی ها و ارزشها به دره اضطراب و دوری از تمام زیبایی ها سقوط می کند.
در روزهایی که در آن به سرمی بریم عده ای در حال مبارزه با نمادهای دین در جامعه هستند مبارزه با حجاب، صبر، یاری مستضعفان و لذا به روابط نامشروع، همجنس بازی، عریان بودن، یاری مستکبران و ظالمان و مستی و عیاشی تظاهر می کنند. و آیه 31 حج چقدر زیبا این صحنه را به تصویر کشیده است. لذا در فقه اسلامی برای مشرک احکامی بیان شده است که بیانگر سقوط مشرک در جامعه اسلامی نیز است. برای مثال: مشرکین نجس اند؛ حق نزدیک شدن به حریم مکه را ندارند؛ استفاده از گوشت حیواناتی که آنان ذبح کنند برای مسلمانان حرام است؛ ازدواج و زناشویی با ایشان حرام است و هم پیمانی میان ایشان و اهل ایمان جایز نیست.
- پذیرش ولایت شیطان: خطرناکxadترین پیامد شرک، داخل شدن در ولایت شیطان است و منظور از آن فراموشی یاد خداوند است و این یعنی کنار گذاشتن سپر دفاعی خود در مقابل وسوسه های شیطان. حضرت ابراهیم به پدرش(و یا به نقل صحیح عمویش) آذر هشدار می xadدهد که عبادت بتxadها را انجام ندهد: یَا أَبَتِ إِنِّی أَخَافُ أَنْ یَمَسَّکَ عَذَابٌ مِنَ الرَّحْمَنِ فَتَکُونَ لِلشَّیْطَانِ وَلِیًّا. (مریم/45) ای پدر من از این میxadترسم که از سوی خداوند رحمان عذابی به تو برسد و در نتیجه از دوستان شیطان باشی.
- محرومیت از شناخت حقیقت: آیت الله جوادی آملی: مشرک بر اثر اعراض از توحید و روآوردن به اوهام، خود را در شرایطی قرار داده است که نه می تواند از دیدن خویشتن خویش و مشاهده آیات انفسی بهره مند شود و نه از رؤیت حقیقت جهان هستی و آیات آفاقی حظی ببرد. نه از سرانجام شوم گذشتگان و نیاکان خود عبرت می گیرد و نه از سرنوشت هولناکی که در انتظار او و آیندگان است، واهمه دارد. شرک چنان آیینه دل و عرصه فکر مشرک را تیره و تار ساخته که نه توان کشش و جذبه راه عرفان را دارد، نه قدرت کوشش و سلوک راه برهان را؛ نه از درون او حقیقتی می جوشد و نه از بیرون سخنی در او اثر می کند، اگر کسی نه از درون او معرفت بجوشد و نه از بیرون چیزی وارد قلب و مغز او شود راهی برای معرفتش باقی نمی ماند، چون راه معرفت یا آیات انفسی است و یا آیات آفاقی. (توحید در قرآن، ص682)
- ظلم: شرک ناپسندترین رزیلت است. ناپسندی شرک فراتر از الحاد و کفر است. کفر ستم بر خود و شرک ظلم بر خدا است. ظلم بر خدا، قائل شدن مقام الهی برای چیزهایی نظیر سنگ و پرستش آن است. لذا شرک ستم بزرگی است و قرآن آن را ظلم عظیم نامیدهاست. علامه طباطبایی میفرماید: «عظمت هر عملی به عظمت اثر آن است و عظمت معصیت به عظمت کسی است که نافرمانیاش میشود. بزرگترین نافرمانیها، نافرمانی خداست. چون عظمت کبریایی همه از اوست و فوق هر عظمت و کبریایی است، چون خدائیست بیشریک و بزرگترین نافرمانی او اینست که برایش شریک قائل شوی. (ترجمه تفسیر المیزان ج16، ص322)
ج) آثار اجتماعی شرک:
شرک علاوه بر آثار فردی، تبعات و آثار شوم اجتماعی نیز دارد که در اینجا به برخی اشاره می شود:
برچسب:
نویسنده: روژان پارسامنش